السّلام عَلیَ الحُسَین (ع) وعَلی عَلِِِّیِ ابن الحُسَین (ع) وعَلی اوْلادِ الحُسَین (ع) و عَلی اَصحابِ الحُسَین (ع)

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

الحبُّ و البُغض؛ حب و بغض

09 بهمن 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

قال امامنا أبي جعفر الباقر(عليه السلام):

«اذا أرَدتَ أنْ تَعْلَم أنَّ فيكَ خيراً، فَانْظُر إلي قَلبك؛ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهل طاعةِ الله و يَبغِضُ أهل مَعصيتِه، فَفيكَ خَيْر و الله يُحِبُّك؛ وَ إنْ كانَ يَبْغِضُ أهلِ طاعَةِ الله وَ يُحِبُّ أهْلِ مَعْصيتِه، فَلَيْسَ فيكَ خَير وَ اللهُ يَبْغِضُكَ، وَ الْمَرءُ مَعَ مَنْ أحَبّ»؛

امام محمد باقر(عليه السلام) فرموده اند:

اگر خواستي بداني كه در تو خيري هست يا نه به دلت بنگر؛ اگر اهل طاعت خدا را دوست داشت و از اهل معصيت بدش مي آمد در تو خيري هست و خداوند تو را دوست مي‌دارد؛ اما اگر دلت از اهل خدا بدش مي‌آيد و اهل معصيت را دوست مي دارد در تو هيچ خيري نيست و خداوند تو را دوست ندارد و هر انساني با كسي است كه او را دوست دارد.

«وسائل الشّیعه، ج 16، ص 183، ح 1»

 نظر دهید »

سبک زندگی در نهج البلاغه

20 آبان 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

خطبه 184-به همام درباره پرهيزكاران
(يكى از ياران پرهيزكار امام (ع) به نام همام گفت: اى اميرمومنان پرهيزكاران را براى من آن چنان توصيف كن گويا آنان را با چشم مى نگرم. امام (ع) در پاسخ او درنگى كرد و فرمود: (اى همام! از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است) اما همام دست بردار نبود و اصرار ورزيد، تا آنكه امام (ع) تصميم گرفت صفات پرهيزكاران را بيان فرمايد. پس خدا را سپاس و ثنا گفت، و بر پيامبرش درود فرستاد، و فرمود) سيماى پرهيزكاران پس از ستايش پروردگار! همانا خداوند سبحان پديده ها را در حالى آفريد كه از اطاعتشان بى نياز، و از نافرمانى آنان در امان بود، زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زيانى مى رسانند و نه اطاعت مومنان براى او سودى دارد، روزى بندگان را تقسيم، و هر كدام را در جايگاه خويش قرار داد، اما پرهيزكاران! در دنيا داراى فضيلت هاى برترند، سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه روى، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است، چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده مى پوشانند، و گوشهاى خود را وقف دانش سودمند كرده اند، و در روزگار سختى و گشايش حالشان يكسان است، و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدر فرمود، روح آنان حتى به اندازه برهم زدن چشم، در بدنها قرار نمى گرفت، از شوق ديدار بهشت، و از ترس عذاب جهنم، خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند. بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمتهاى آن بسر مى برند، و جهنم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند دلهاى پرهيزكاران اندوهگين، و مردم از آزارشان در امان، تنهايشان فربه نبوده، و درخواستهايشان اندك، و عفيف و پاكدامنند. در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند، تجارتى پرسود كه پروردگارشان فراهم فرمود، دنيا مى خواست آنها را بفريبد اما عزم دنيا نكردند، مى خواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان، خود را آزاد ساختند. شب پرهيزكاران پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه مى خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى يابند، وقتى به آيه اى برسند كه تشويقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند، و با جان پرشوق در آن خيره شوند، و گمان مى برند كه نعمتهاى بهشت در برابر ديدگانشان قرار داد و هرگاه به آيه اى مى رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى سپارند، و گويا صداى برهم خوردن شعله هاى آتش، در گوششان طنين افكن است، پس قامت به شكل ركوع خم كرده، پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده، و از خدا آزادى خود از آتش جهنم را مى طلبند. روز پرهيزكاران پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار، و نيكوكارانى باتقوا هستند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است، كسى كه به آنها مى نگرد مى پندارد كه بيمارند اما آنان را بيمارى نيست، و مى گويد، مردم در اشتباهند! در صورتيكه آشفتگى ظاهرشان از امرى بزرگ است.
منبع : http://library.tebyan.net/

 نظر دهید »

مظلومیت امام

20 آبان 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

خطبه امام حسین علیه السلام در شب عاشورا

امام حسین علیه السلام در شب عاشورا یاران خود را جمع کرد و فرمود:« خداوند را با بهترین سپاس‌ها شگرگزارم و در خوشی و سختی، او را می‌ستایم. پروردگارا، از این که ما را به نبوت گرامی داشتی، علم قرآن و دانش دین را به ما کرامت فرمودی و گوشی شنوا، چشمی بینا و دلی آگاه به ما عطا کردی از تو سپاسگزاریم. خداوندا، ما را در زمره سپاسگزاران خود قرار ده.
من یارانی بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتی فرمانبردارتر و به صله رحم پایبندتر از اهل بیتم نمی‌شناسم. خداوند شما را برای یاری من جزای خیر دهد. من می‌دانم که فردا کار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید.
بیعت خود را از شما بر می‌دارم و به شما اجازه می‌دهم از سیاهی شب برای پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده کنید و در روستاها و شهرها پراکنده شوید تا خداوند فرج خود را برساند و شما نجات یابید. این مردم، مرا می‌خواهند و چون بر من دست یابند با شما کاری ندارند.»

منابع:
ارشاد مفید، ج 2، ص 93.

 نظر دهید »

10 حدیث گوهر بار

20 آبان 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

چند حدیث گوهر بار :
1. «کسي که خود را شناخت خدايش را شناخته است.»
قال اميرالمؤمنين(ع) مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ . (غرر الحكم ، الفصل 77 الحديث 301)
2. «همانا خداوند متعال ، محمد (ص) را به حق به پيامبري فرستاد ، تا بندگانش را از پرستش بندگانش ، به پرستش خودش ، خارج سازد ، و از پيمانهاي بندگانش به سوي پيمانهاي خودش ، و از اطاعت بندگانش به سوي اطاعت خودش ، و از ولايت و حاکميت بندگانش به سوي ولايت و حاکميت خودش بيرون ببرد.»
قال اميرالمؤمنين(ع) فَإِنَّ الله تَعالي بَعَثَ مُحَمَّد اً صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِالْحَقِّ لِيخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةَ عِبادِهِ إِلي عِبادَتِهِ وَ مِنْ عُهُودِ عِبادِهِ إِلي عُهُودِهِ ،وَ مِنْ طاعَةِ عِبادِهِ إِلي طاعَتِهِ وَمِنْ وِلايةِ عِبادِهِ إِلي وِلايتِهِ . ( فروع الكافي ،ج 8 ص386)
3. «هرکس با قرآن مجالست کند ، از کنار خود برنخيزد مگر با «زيادي» و «نقصان» ، زيادي در هدايت ، و نقصان از جهل و کوردلي ، آگاه باشيد ، هيچ کس بعد از داشتن قرآن ، فقر و بيچارگي ندارد، و هيچ کس قبل از قرآن ، بي نيازي نخواهد داشت.»
قال اميرالمؤمنين(ع) ما جالَسَ هذَالْقُرآنَ اَحَدٌ إِلاّ قامَ عَنْهُ بِزِيادةٍ اَوْ نُقْصانٍ زِيادَةٍ في هُدي ، وَ نُقْصانٍ مِنْ عمي، وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَيسَ عَلي أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَةٍ ، وَلا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِني . (الحياة ج2 ص101)
4. «آن کس که به کار جمعيتي راضي باشد ، همانند کسي است که در آن کار ، دخالت و شرکت دارد ، و هر کسي که در کار باطل دخالت و شرکت دارد ، دو گناه مي کند ؛ گناه عمل ، و گناه رضايت به آن عمل.»
قال اميرالمؤمنين(ع) اَلراضّي بِفِعْلِ قَوْمٍ كالدّاخِلِ فيهِ مَعَهُمْ ، وَ علي كلّ داخل فِي باطِلٍ اِتْمانِ ، اِتْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ اِتْمُ الرِّضا بِه. (نهج البلاغه لصبحة الصالح ، قصار الحكم 154،ص499)
5. «در باره «ايمان» از امام علي (ع) سؤال شد ، آن حضرت در پاسخ فرمود : ايمان بر چهار پايه استوار است : 1- بر صبر 2- بر يقين 3- بر عدالت 4- بر جهاد. «صبر» بر چهار شعبه ، تقسيم مي شود ؛ بر «اشتياق»، «بيم»، «زهد» و «انتظار» : کسي که مشتاق بهشت است ، از هوسهاي سرکش بر کنار مي رود ، و آن کس که از آتش دوزخ ، بيمناک است ، از گناهان ، دوري مي کند ، و آن کس که در دنيا زاهد باشد ، مصيبتها و ناگواريها را ناچيز مي شمرد ، و آن کس که منتظر مرگ است ، براي انجام کار نيک شتاب مي کند… «جهاد» نيز بر چهار قسمت است : امر به معروف ، نهي از منکر ، صدق و راستي در جبهه نبرد ، و کينه و دشمني با فاسقان. پس کسي که امر به معروف کند ، پشت مؤمنان را محکم کرده است ، و کسي که نهي از منکر کند ، بيني کافران را به خاک ماليده است ، و کسي که در جبهه نبرد ، صادقانه بايستد ، وظيفه اش را انجام داده است ، و کسي که با فاسقان دشمني کند ، و به خاطر خدا ، خشم گيرد ، خداوند به خاطر او خشم کند ، و او را در روز قيامت ، خشنود سازد.»
قال اميرالمؤمنين(ع) سُئِلَ عَلَيهِ السَّلامُ عَنِ اْلايمانِ ، فَقالَ : اْلايمانُ عَلي أَرْبَعِ دَعائِمَ : عَلَي الصَّبْرِ وَ الْيقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهادِ . وَ الصَّبْرُ مِنْها عَلَي أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلي الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُبِ ؛ فَمَنِ اشْتاقَ إلَي الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النّاِر اجْتَنَبَ الْمُحَرَّماتِ ، وَ مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيا اسْتَهانَ بِالْمُصِيباتِ ، وَ مَنِ ارْثَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ اِلي الْخَيراتِ …وَ الْجِهادُ مِنْها عَلي أَرْبَعِ شُعَبٍ : عَلَي اْلأَمْرِ ِبالْمَعْرُوفِ ، وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكرِ ، وَ الصِّدْقِ فِي الْمَواطِنِ وَ شَنآنِ الفاسِقينَ ، فَمَنْ أَمْرَ بِالْمَعْروفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنينَ ، وَ مَنْ نَهي عَنِ الْمُنْكرِ أَرْغَمَ أَتُوفَ الْكافِرينَ ، وَ مَنْ صَدَقَ فِي الْمَواطِنِ قَضي ما عَلَيهِ ، وَ مَنْ شَنِي الْفاسِقينَ وَ غَضِبَ لِلّهِ غَضِبَ اللهُ لَهُ وَ أَرْضاهُ يوْمَ الْقِيامَةِ . (نهج البلاغه لصبحة الصالح ، قصار الحكم31،ص473)
6. «پس همانا جهاد ، دري از درهاي بهشت است ، خداوند آن را به روي دوستان مخصوص خود گشوده است ، جهاد لباس پرهيزکاري ، و زره محکم خدا ، و سپر مطمئن او است ، کسي که آن را به خاطر بي ميلي از آن ترک کند ، خداوند لباس ذلت بر تن او مي پوشاند.»
قال اميرالمؤمنين(ع) فِاِنَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللهُ لِخاصَّةِ اَوْليائِهِ وَ هُوَ لِباسُ التَّقْوي وَ دِرْعُ اللهِ الْحَصينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثيقَةُ فَمَنْ تَرَكهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللهُ ثَوْبَ الذُّلِ . (نهج البلاغه لصبحة الصالح ،الخطبة27،ص69)
7. «همواره آغاز پيدايش فتنه ها ، پيروي از هوسهاي آلوده ، و احکام و قوانين مجعول و اختراعي است ، احکامي که مخالف کتاب خدا (قرآن) است ، و جمعي بر خلاف آئين حق ، به حمايت از آن برمي خيزند . اگر باطل از حق جدا مي گرديد ، بر آنان که در جستجوي حقيقت هستند ، پوشيده نمي ماند ، و اگر حق از باطل ، خالص مي شد زبان معاندان ، از آن قطع مي گرديد ، ولي قسمتي از حق ، و قسمتي از باطل را مي گيرند و به هم مي آميزند ، اينجا است که شيطان بر دوستان خود چيره مي شود ، و تنها آنان که مورد رحمت خدا بوده اند نجات مي يابند .»
قال اميرالمؤمنين(ع) اِنَّما بَدْءُ وُقوُعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ ،يخالَفُ فِيها كتابُ اللهِ ، وَ يتَوَلَي عَلَيها رِجالٌ رِجالاً عَلي غَيرِ دينِ اللهِ ،فَلَوْ أَنَّ الْباطِلِ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ يخْفَ عَلي الْمُرْتادِينَ ، وَ لَوْ اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مّنْ لَبْسِ الْباطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ اَلْسُنُ الْمُعانِدينَ ، وَ لكنَ يؤْخَذُ مِنْ هَذا ضِغْثُ وَ مَنْ هَذا ضِغْثُ فَيمْزَجانِ فَهُنالِك يسْتَؤْلِي الشَّيطانُ عَلي اَوْلِيائِهِ وَ ينْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْني . (نهج البلاغه لصبحي الصالح ،الخطبة 50 ، ص88)
8. «همانا دين خدا به وسيله اشخاص ، شناخته نمي شود ، بلکه به وسيله نشانه حق شناخته مي شود ، بنابراين حق را بشناس ، (در نتيجه) صاحب حق را بشناسي.»
قال اميرالمؤمنين(ع) اِنَّ دينَ اللهِ لا يعْرَفُ بِالرِّجالِ بَلْ بِآيةِ الْحَقِّ فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ اَهْلَهُ. (البحار /ج68/ ص120)
9. «قطعاً برده ديگري نباش ، که خداوند تو را آزاد قرار داده است.»
قال اميرالمؤمنين(ع) لا تَكونَنَ عَبْدَ غَيرِك فَقَدْ جَعَلَك اللهُ سُبْحانَهُ حُرّاً. (غرر الحكم ، الفصل 85،الحديث 219)
10. «همانا (دو فرضيه ) امر به معروف و نهي از منکر ، نه مرگ انسان را نزديک مي کند ، و نه از روزي انسان مي کاهند ، بلکه موجب افزايش و عظمت پاداش خواهند شد ، و ارزشمند تر از امر به معروف و نهي از منکر ، سخن عدالت در نزد حاکم ستمگر است.»
قال اميرالمؤمنين(ع) اِنَّ اْلأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْي عَنِ الْمُنْكرِ لا يقَرِّبانِ مِنْ اَجَلٍ ، وَ لا ينَقِّصانِ مِنْ رِزْقٍ وَ لكنْ يضاعِفَانِ الثَّوابَ وَ يعَظِمانِ اْلأَ جْرَ ، وَ اَفْضَلُ مِنْهُما كلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ اِمامٍ جائِرٍ. (غرر الحكم ، الفصل 8، الحديث272)

منبع : سایت تبیان

 نظر دهید »

گوهر های ناب

20 آبان 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

امام حسن ( علیه السلام ) :

هرگاه شنیدی شخصی آبروی مردم را می ریزد ، بکوش تا تو را نشناسد .

 نظر دهید »

یاری امام

20 آبان 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

امام علی علیه السلام: هر کس که به وقت یاری رهبرش در خواب باشد زیر لگد دشمنش بیدار می شود. غررالحکم ص422

 نظر دهید »

چند درس از نهج البلاغه امیر المومنین علی (علیه السلام)

11 آبان 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

خطبه (124)- خطبه در ترغيب يارانش به جهاد
خطبه (125)- خطبه در رابطه با خوارج وقتى كه حكميت را انكار كردند
خطبه (126)- خطبه وقتى به او گفتند كه چرا در تقسيم بيتالمال ميان همه مساوات مىكند
خطبه (127)- خطبه باز هم به خوارج
خطبه (128)- خطبه از پيشامدها و فتنههاى بصره خبر مىدهد
خطبه (129)- خطبه درباره پيمانهها و ترازوها
خطبه (130)- خطبه به ابوذر(رحمه الله) هنگامىكه او را به ربذه تبعيد كردند
خطبه (131)- خطبه در فلسفه قبول حكومت و توصيف امام حق

منبع :
http://www.erfan.ir/farsi/nahj/nsm_proj/main.php

 نظر دهید »

بصیرت 4

29 مهر 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

حضرت عبدالعظیم حسنى از امام هادى علیه السّلام و آن حضرت از پدران بزرگوارش علیهم السّلام حکایت کند:
امام حسین علیه السّلام فرمود: روزى در حضور جدّم رسول الله صلّى الله علیه و آله نشسته بودم که آن حضرت چنین فرمود: ابوبکر به منزله گوش من، و عمَر به منزله چشم من، و عثمان به منزله قلب من هستند.
فرداى آن روز نیز دوباره بر آن حضرت وارد شدم؛ و پدرم امیر مؤمنان علی علیه السّلام و همچنین ابوبکر، عمر و عثمان را نیز در آن مجلس مشاهده نمودم.
پس خطاب به جدّم کردم و گفتم: روز گذشته شنیدم که سخنى پیرامون بعضى از اصحاب خود که حضور دارند فرمودید، مى خواهم بدانم که منظورتان چه بود؟
رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: بلی
و سپس به آنها اشاره نمود و گفت:
به راستى ایشان گوش و چشم و قلب من خواهند بود، زیرا که به زودى درباره جانشینم على علیه السّلام مورد سؤ ال قرار مى گیرند.
و سپس این آیه از قرآن را تلاوت فرمودند:
إنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئولا
(همانا گوش و چشم و قلب، تمامى آن ها نسبت به او - یعنى امیرالمؤمنین على علیه السّلام - مورد سؤ ال و بازخواست قرار خواهند گرفت)

و بعد از آن فرمود: قسم به عزّت پروردگارم، که تمامى امّتِ مرا در روز قیامت متوقّف خواهند نمود و درباره ولایت على علیه السّلام مورد سؤال قرار مى دهند، همان طورى که خداوند متعال در قرآن حکیم به آن تصریح نموده است:
وَقِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ
(ایشان را نگه دارید، چون آن ها مسئول هستند - باید پاسخگوى اعمال خویش باشند -)


منابع:
بحارالانوار: جلد 36 - ص 77
نور الثّقلین: ج 3 - ص 164

 نظر دهید »

رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)

22 مهر 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

رسالـۀ الحقوق از آثار جاودان، ماندگار، پر ارج و گران‌مایه ‏ای است که از سیّد السّاجدین امام زین العابدین علی بن ‏الحسین بن علیّ بن ابی طالب(ع) برای شیعیان به یادگار مانده است و همواره مورد توجّه عالمان شیعه و عاشقان اهل بیت(ع) بوده و هست و اینک نیز، به یُمن احیای آثار اهل بیت در جمهوری اسلامی، توجّهی‏ خاص به این رسالۀ شریف از سوی عام و خاص در میهن عزیز ما، مشاهده می‏شود.
رسالـۀ الحقوق در منابع متعدّدی نقل شده است که قدیمی‏ ترین آنها عبارتند از:
1.«تحف العقول»، اثر حسن بن علیّ بن حسین بن شعبه حرّانی؛
2.«من لا یحضره الفقیه»، اثر ابی جعفر محمّد بن علی بن حسین بابویه قمی ملقّب به شیخ صدوق؛
3.«خصال» شیخ صدوق.

هر سه کتاب از منابع معتبر، مورد استناد و متداول میان شیعیان است.
امام سجّاد(ع) در مقدّمۀ رسالۀ‌ حقوق خود در بیان مبانی و فلسفۀ حقوق در اسلام می‌فرماید:

«بدای، خدای رحمتت کند که خداوند را بر تو حقوقی است که در هر حرکتی که صورت دهی و هر سکونی که بر آن بمانی و به هر مکانی که درآیی و هر عضوی را که بجنبانی و هر وسیله‌ای که به کار گیری آن حقوق تو را فراگرفته است. [این حقوق همه در یک پایه نیست، بلکه] پاره‌ای از آن مهم‌تر و بزرگ‌تر از پاره‌ای دیگر است. بزرگ‌ترین حقّی که خدای متعال برای خویش بر تو واجب ساخته، حقّ الله است که اصل و بنیان همۀ حقوق است و بقیۀ حقوق، جملگی شاخه برگ‌های آن است. آنگاه خداوند، حقوق تو را، از فرق سر تا نوک پایت، به تفاوت اعضای بدن تو بر خودت واجب کرده است».
امام چهارم شیعیان، پس از این مقدّمه به تبیین شاخه‌های مختلف حقوق می‌پردازد و آنها را به شرح زیر برمی‌شمارد:

1.حقّ خداوند؛ 2. حقّ انسان بر خود؛ 3. حقوق کارها [ی عبادی]؛ 4. حقوق پیشوایان؛ 5. حقوق رعیت؛ 6. حقوق خویشاوندی.
آن حضرت در ذیل هر از یک شاخه‌های حقوق، فروع مختلفی را بر می‌شمارند که خلاصه آنها به شرح زیر است:
حقّ انسان بر خود، شامل: حقّ نفس، حقّ زبان، حقّ گوش، حقّ چشم، حقّ پا، حقّ دست، حقّ شکم و حقّ عورت.
حقّ صدقه و قربانی. حقوق پیشوایان، شامل: حقوق زیردست، حقّ متعلّم، حقّ همسر و حقّ مملوک. حقّ‌ خویشاوندی، شامل: حقّ مادر، حقّ پدر، حقّ فرزند و حقّ برادر. دیگر صاحبان حق شامل: حقّ آزاد کنندۀ برده، حقّ بردۀ آزاد شده، حقّ نیکوکار، حقّ اذان‌گو، حقّ امام جماعت، حقّ همنشین، حقّ همسایه، حقّ هم‌صحبت، حقّ شریک، حقّ مال و دارایی، حقّ طلبکار، حقّ معاشر، حقّ طرف مدّعی تو، حقّ کسی که تو علیه او ادّعا داری، حقّ مشورت کننده، حقّ مشورت شونده، حقّ اندرزخواه، حقّ اندرزگو، حقّ سالخوردگان، حقّ خردسال، حقّ سائل، حقّ مسئول، حقّ شادکننده، حقّ کسی که از او به تو بدی رسیده، حقّ هم‌کیشان و حقّ اهل ذمّه.

منبع : کتابستان

http://ketabestan.ir

 نظر دهید »

عید غدیر عید الله الاکبر (عید ولایت) مبارک باد

22 مهر 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

مسأله‌ى غدیر به معناى حاکمیت عدل، حاکمیت فضیلت و حاکمیت ولایت‌اللَّه است. اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیک کنیم.

نايب امام زمان، امام خامنه اي

منبع :

http://www.sahebzaman.org/other/jomalate-ghesar/emam-khamenei/826-tamasok-ali.html

 نظر دهید »

شهادت امام محمد باقر (علیه السلام ) ، باقر العلوم تسلیت باد .

10 مهر 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

چهل حديث نوراني از امام محمد باقر (ع)

1- چه بسا شخص حريص بر امري از امور دنيا ، که بدان دست يافته و باعث نافرجامي و بدبختي او گرديده است ، و چه بسا کسي که براي امري از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسيده ، ولي به وسيله آن سعادتمند گرديده است .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (166)

2- تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابي مکن .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (167)

3- سخن نيک را از هر کسي ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گيريد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (170)

4- چيزي با چيزي نياميخته است که بهتر از حلم با علم باشد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص(172)

5- نهايت کمال ، فهم در دين و صبر بر مصيبت ، و اندازه گيري در خرج زندگاني است .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص(172)

6- سه چيز از خصلتهاي نيک دنيا و آخرت است : از کسي که به تو ستم کرده است گذشت کني ، به کسي که از تو بريده است بپيوندي ، و هنگامي که با تو به نداني رفتار شود ، بردباري کني .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (173)

7- خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از يکديگر اصرار ورزند ، ولي اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (173)

8- دانشمندي که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (173)

9- هيچ بنده اي عالم نيست ، مگر اينکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زيردست خود را خوار نشمارد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (173)

10- هر که خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (175)

11- هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده مي گردد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (175)

12- از سستي و بي قراري بپرهيز ، که اين دو ، کليد هر بدي مي باشند ، کسي که سستي کند ، حقي را ادا نکند ، و کسي که بي قرار شود ، بر حق صبر نکند .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (175)

13- پيوند با خويشان ، عملها را پاکيزه مي نمايد ، اموال را افزايش مي دهد ، بلا را دور مي کند ، حسا آخرت را آسان مي نمايد ، و مرگ را به تاخير مي اندازد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 71، ص (111)

14- بهترين چيزي را که دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 65، ص (152)

15- خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار مي دهد ، چنانکه سفر کرده اي براي خانواده خود هديه مي فرستد ، و او را از دنيا پرهيز مي دهد ، چنانکه طبيب مريض را پرهيز مي دهد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (180)

16- بر شما باد به پرهيزکاري و کوشش و راستگويي ، و پرداخت امانت به کسي که شما را بر آن امين دانسته است ، چه آن شخص ، نيک باشد يا بد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (179)

17- غيبت آن است که درباره برادرت چيزي را بگويي که خداوند بر او پوشيده و مستور داشته است . و بهتان آن است که عيبي را که در برادرت نيست ، به او ببندي .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (178)

18- خداوند ، دشنام گوي بي آبرو را دشمن دارد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (176)

19- تواضع ، راضي بودن به نشستن در جايي است که کمتر از شانش باشد ، و اينکه به هر کس رسيدي سلام کني ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کني .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (176)

20- برترين عبادت ، پاکي شکم و پاکدامني است .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (176)

21- خداوند در روز قيامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلي که در دنيا به آنها داده است ، دقت و باريک بيني مي کند .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 7 ، ص (267)

22- آن که از شما به ديگري علم بياموزد ، پاداش او ( نزد خداي تعالي ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بيشتر مي باشد .
کافي ، ج 1 ، ص (35)

23- هر که علم و دانش را جويد براي آنکه به علما فخر فروشي کند ، يا با نابخردان بستيزد ، و يا مردم را متوجه خود نمايد ، بايد آتش را جاي نشستن خود گيرد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، 2 ، ص (38)

24- خداوند عزوجل کسي را که در ميان جمع ، بدون ناسزاگويي شوخي کند ، دوست دارد .
کافي ، ج 2 ، ص (663)

25- سه خصلت است که دارنده اش نمي ميرد تا عاقبت شوم آن را ببيند : ستمکاري ، ازخويشان بريدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست .
کافي ، ج 75، ص (174)

26- به خدا سوگند هيچ بنده اي در دعا ، پافشاري و اصرار به درگاه خداي عزوجل نکند ، جز اينکه حاجتش را بر آورد .
کافي ، ج 2 ، ص (475)

27- خداوند عزوجل از ميان بندگان مؤمنش آن بنده اي را دوست دارد که بسيار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زيرا آن ، ساعتي است که درهاي آسمان در آن هنگام باز گردد و روزيها در آن تقسيم گردد و حاجتهاي بزرگ بر آورده شود .
کافي ، ج 2 ، ص (478)

28- دعاي انسان پشت سر برادر ديني اش ، نزديکترين و سريعترين دعا به اجابت است .
کافي ، ج 2 ، ص (507)

29- هر چشمي روز قيامت گريان است ، جز سه چشم : چشمي که در راه خدا شب را بيدار باشد ، چشمي که از ترس خدا گريان شود ، و چشمي که از محرمات الهي و گناهان بسته شود .
کافي ، ج 2 ، ص (80)

30- شخص حريص به دنيا مانند کرم ابريشم است که هر چه بيشتر ابريشم به دور خود مي تند ، راه بيرون شدنش را دورتر و مشکل تر مي کند ، تا اينکه از غم و اندوه بميرد .
کافي ، ج 2 ، ص (316)

31- چه بسيار خوب است نيکي ها پس از بدي ها ، و چه بسيار بد است بدي ها پس از نيکي ها .
کافي ، ج 2 ، ص (458)

32- چون مؤمن با مؤمني دست دهد ، پاک و بي گناه از يکديگر جدا مي شوند .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 73، ص (20)

33- از دشمني بپرهيزيد ، زيرا فکر را مشغول کرده و مايه نفاق مي گردد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 2 ، ص (301)

34- هيچ قطره اي نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشکي که در تاريکي شب از ترس خدا و براي او ريخته شود ، نيست .
کافي ، ج 2 ، ص (482)

35- هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمي شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمي خورد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 68، ص (151)

36- افزايش نعمت از جانب خداوند قطع نمي شود ، مگر اينکه شکر از جانب بندگان قطع گردد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 68، ص (54)

37- خداوند دنيا را به دوست و دشمن خود مي دهد ، اما دينش را فقط به دوست خود مي بخشد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 2 ، ص (215)

38- مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمي دهد ، از او دريغ نمي کند ، و به او گمان بد نمي برد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (176)

39- هيچ کس از گناهان سالم نمي ماند ، مگر اينکه زبانش را نگه دارد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (178)

40- سه چيز پشت انسان را مي شکند : مردي که عمل خويش را زياد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به راي خويش ، خوشنود باشد .
بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 69، ص (314)


 نظر دهید »

چهل حديث درباره نفس

25 فروردین 1393 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)

چهل جمله از مولای يكتاپرستان امام پرهيزكاران اميرمؤمنان حضرت مولا علی عليه السّلام كه كلمه نفس در اين چهل جمله آمده است.
قال علی عليه السّلام :
1- الا عامل لنفسه قبل يوم بؤسه ؛ آيا كسى هست كه براى رشد و كمال خود بكوشد، قبل از روز پشيمانى و گرفتارى خود.
2- اكرم نفسك عن كل دنيئه ؛ خود را از تن دادن به پستى گرامى بدار.
3- الكيس من عرف نفسه و اخلص اعماله ؛ زيرك كسى است كه استعدادهاى خود را بشناسد و اعمال خود را خالص قرار دهد.
4- العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن كل ما يبعدها؛ عارف كسى است كه خويشتن را بشناسد و نفس را از بدى ها آزاد كند. 5- المغبون من غبن نفسه؛ ضررخورده كسى است كه به خويشتن ضرر بزند. 6- اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه ؛ بزرگ ترين جهل آن است كه انسان خويشتن را نشناسد. 7- ايّها النّاس تولّوا من انفسكم تاديبها؛ اى مردم ! خودتان متكفّل ادب كردن نفس خود باشيد.
8- افضل الحكمه معرفه الانسان نفسه ؛ بزرگ ترين حكمت آن است كه انسان داراى معرفه النّفس باشد.
9- من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر؛ هر كه حساب كار خويش را بكند، سود فراوان مى برد و هر كه از آن غافل ماند، زيان فراوان برده است .
10- اكثر النّاس معرفه لنفسه اخوفهم لربّه؛ هر كه قدر خويش را بيشتر بشناسد، خدا ترس تر مى شود.
11- من شغل نفسه بغير نفسه تحيّر فى الظلمات ؛ هر از خويش به غير خود بپردازد، در تاريكى ها متحيّر مى ماند.
12- افضل العقل معرفه الانسان نفسه فمن عرف نفسه عقل و من جهلها ضلّ ؛ با فضيلت ترين عقل ، همانا خويشتن شناسى است . پس هر كه خويشتن را شناخت ، به عقل مى آيد و هر كه نادان از او ماند، گمراه مى شود.
13- نستعينه على هذه النّفوس ؛ ما براى مبارزه با نفس هميشه از خداوند كمك مى جوييم .
14- عجبت لمن ينشد ضالّته و قد اضلّ نفسه فلايطلبها؛ در شگفتم از كسى كه اگر چيزى از او گم شد، فرياد برمى آورد و عمرى است كه خود را گم كرده و فريادش برنمى آيد!
15- الجاهل بقدر نفسه يكون بقدر غيره اجهل ؛ نادان به خويشتن ، درباره غير خود نادان تر است .
16- عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف غيره ؛ در شگفتم از كسى كه خود را نشناخته چگونه مى خواهد اشياى ديگر را بشناسد!
17- لكنت اوّل حاكم على نفسك بذميم الاخلاق ؛ همانا بايد خودت باشى كه فرمان نفس را به دست داشته باشى تا در خويشتن رذيلت هاى اخلاق را محكوم سازى .
18- كيف يعرف غيره من جهل نفسه ؛ كسى كه خود را نشناخته است ، چگونه غير خود را مى شناسد.
19- السّالك قد احيا عقله و امات نفسه ؛ همانا سالك ، زنده نگه مى دارد عقل خويش را و مى كشد نفسش را.
20- كفى بالمرء معرفه ان يعرف نفسه ؛ انسان را همان بس از دانش كه به خود آيد و خود را بشناسد.
21- خادع نفسك فى العباده و ارفق بها ؛ در بندگی خدا نسبت به نفس سياستى ظريف اعمال و با آن مدارا كن .
22- كفى بالمرء جهلا ان يجهل نفسه ؛ نادانى انسان همان بس كه در خود فرو نرود.
23- من عرف اللّه توحّد و من عرف نفسه تجرّد و من عرف الدّنيا تزهّد؛ هر كه خدا را شناخت ، يكتا جو و يكتاشناس و يكتاپرست و به يكتا عاشق مى شود و هر كه نفس را شناخت ، چنان با خود كار مى كند كه از زمره مجرّدات مى گردد و كسى كه حقيقت دنيا را شناخت ، در همه شئون زندگى ، اهل زهد و تقوا مى شود.
24- من عرف نفسه جاهدها؛ هر كه نفس خويش را شناخت ، همانا مشغول مبارزه با او مى شود.
25- من جهل نفسه اهملها ؛ هر كه نادان از خود ماند، نفس را مهمل و بى فايده مى گذارد؛ زيرا پى نبرده چه استعداد و سرمايه اى در دست اوست .
26- من عرف نفسه عرف ربّه ؛ هر كه خود و شئون وجود خويشتن را شناخت ، مى تواند از اين راه به شئون الهى پى ببرد و او را بشناسد.
27- من عرف نفسه جلّ امره ؛ هر كه نفس را شناخت ، كار مهمّى كرده و مسأله شناخت او خيلى بزرگ است .
28- من جهل نفسه كان بغير نفسه اجهل ؛ هر كه نادان نفس خويش است ؛ او به غير خويش نادان تر مى باشد.
29- من عرف نفسه فهو لغيره اعرف ؛ خود آگاه ترين شما، همانا به غير خود آگاه تر است .
30- من عرف نفسه فقد انتهى الى غايه كلّ معرفه و علم ؛ كسانى كه معرفه النّفس دارند، به نهايت هر معرفت و دانشى رسيده اند.
31- اللّه اللّه فى الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم فى سبيل اللّه ؛ خدا را خدا را، درباره جهاد و كوشش به وسيله ثروت و اموال خود و فداكارى نفوس خودتان در راه خدا.
32- رحم اللّه امرء عرف قدره ؛ خدا رحمت كند آن كس را كه قدر خويش را بداند و بشناسد.
33- من لم يعرف نفسه بَعُد عن سبيل النّجاه و خبط فى الضّلال و الجهالات؛ هر كه خود را نشناخت ، از راه نجات دور مى ماند و در نادانى ها و گمراهى ها در مى ماند.
34- معرفه النّفس انفع المعارف ؛ معرفت نفس، در ميان معارف انسانى سودمندترين معرفت است .
35- نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفه النّفس ؛ كسى كه به معرفه النّفس دست يافته است به رستگارى و فوز بزرگ مى رسد.
36- و خلق الانسان ذا نفس ناطقه ان زكاها بالعلم و العمل فقد شابهت جواهر اوائل عللها و اذا اعتدل مزاجها و فارقت الاضداد فقد شارك بها السّبع الشّداد؛ در ميان موجودات ، انسان به گونه اى آفريده شده كه داراى نفس ناطقه و استعداد انسانى مى باشد و اگر اين نفس ناطقه را به علم و عمل تزكيه كرد، شبيه جوهره هاى اوّليّه اش مى شود و با كار هفت آسمان محكم شركت مى كند.
37- عباداللّه انّ من احبّ عباداللّه اليه عبدا اعانه اللّه على نفسه ؛ همانا يكى از محبوب ترين بندگان نزد خدا، بنده اى است كه خداوند او را بر مبارزه با نفسش كمكش كند.
38- لاتجهل نفسك فانّ الجاهل معرفه نفسه جاهل كل شى ء؛ از خويش نادان نمان ، زيرا نادان از خود، به هر چيز نادان است .
39- عباد اللّه زنوا انفسكم من قبل ان توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا؛ بندگان خدا! خويشتن را بسنجيد قبل از آن كه شما را بسنجند و به حساب خويش برسيد قبل از آن كه در قيامت به حساب تان برسند.
40- اعدا عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك ؛ دشمن ترين دشمنان تو، همانا نفس امّاره بالسّوء توست كه در ميان دو پهلوى تو قرار دارد.

 نظر دهید »

حدیث کساءازمنظربزرگان

12 آذر 1392 توسط خادمه حضرت فاطمه زهرا (س)
آیت الله قاضی قدس سره و حدیث کساء

آیت الله سید علی قاضی قدس سره استاد عرفان و اخلاق علامه طباطبایی قدس سره صاحب تفسیر المیزان به حدیث کساءبسیار معتقد بودند و اگر کسی به ایشان مراجعه می کرد و از مشکلات و گرفتاری های خود برای ایشان می گفت او را به خواندن حدیث کساء سفارش می کردند. همچنین آیت الله قاضی قدس سره به رعایت آداب خاصی برای جلسات حدیث کساء اشاره می نمودند. برای مثال می فرمودند: در جلسات حدیث کساء عود آتش بزنید.

***************
فرمایشات آیت الله بهجت :

شخصى نقل كرد كه:

نسخه اى از « حديث كسا » را پيدا كرده است كه از شرايطش روشن كردن عود در مجلس است، هر كس آن را بخواند، حضرت حجّت ـ عليه السّلام ـ و انوار خمسه ى طيّبه در آن مجلس حاضر مى شوند، و الآن يك سال است كه آن شخص وفات كرده است. آيا ما نبايد در توجّه به خدا، به سفير و ولىّ او متوسّل شويم؟!


********************

حضرت آیت‌الله بهاءالدینی

برای رهایی از مشکلات راه‌هایی است که بهترین آن‌ها را خود ما حس کرده‌ایم و به کمک آن‌ها به حاجت‌هایمان رسیده‌ایم که چهار چیز است؛ نذر کردن گوسفند برای فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پی در پی، پرداختن صدقه و ختم صلوات.(1)

(1) آیت بصیرت، ص68.
********************************

حضرت آیت‌الله محمد تقی بهجت: برای شفای مریض حدیث کساء را مکررا بخوانید و هنگام خواندن در مجلس عود روشن کنید. (1)


(1) گوهرهای حکیمانه، ص13.
****************************************

حضرت آیت‌الله میرزا جواد تبریزی: برای درخواست حاجت حدیث کساء را بخوانید.

*******************************************


حجت الاسلام و المسلمین، آقای سید وهّاب ضیائی که از فضلای اخلاق در حوزه ی علمیه قم می باشد فرمود:

کراراً حدیث کساء به عزیزانی که گرفتاری های مختلف داشته اند توصیه شده است و آن ها به نتیجه ی مطلوب و حتمی رسیده اند و این عمل نشانه ی آن است که این حدیث معتبر است؛ هرچند بعضی ها برخی رُوات حدیث آن را ضعیف بدانند. مریضی که حال او سخت بود مدت یک هفته هر شب حدیث کساء را بین نماز مغرب و عشاء خواندند و در پایان هفته به نتیجه ی مطلوب رسیدند. توصیه ی ما به آن ها این بود که این حدیث را با دل، باور و عارفانه و با حالت بُکاء و گریه بخوانند تا نتیجه ی آن سریع تر و مطلوب تر باشد.
*****************************

فرزند آیت الله بهاءالدینی رضوان الله تعالی علیه می گوید:

کسانی که برای رفع مشکلاتشان خدمت ایشان(آیت الله بهاء الدینی رضوان الله تعالی علیه) می رسیدند، ایشان توصیه به قرائت حدیث کساء می کردند و به ختم صلوات نیز توصیه می فرمودند.
 نظر دهید »
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

السّلام عَلیَ الحُسَین (ع) وعَلی عَلِِِّیِ ابن الحُسَین (ع) وعَلی اوْلادِ الحُسَین (ع) و عَلی اَصحابِ الحُسَین (ع)

زیبا سخن گفتن و روانی عبارت ها و الفاظ چنان در زینب (سلام الله علیها) ملکه شده بود که در سخت ترین و بحرانی ترین لحظه با موازین ادبی سخن می گفت . نیشابوری در این باره می گوید: «زینب در فصاحت و بلاغت در پارسایی و عبادت مانند پدرش علی (علیه السلام) و همانند مادرش زهرا بود»
  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • علما
  • شهدا
  • اهل بیت (ع)
  • قرآن
  • عمومی
  • دلنوشته
  • نماز

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

طرح ختم گروهی قرآن کریم بهمراه تدبر درآیات

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس